گفتگو

گفتگوی اختصاصی با سپیده مرادپور بازیگر فیلم بی وزنی: خط قرمز من بی حرمتی است

سپیده مرادپور، متولد بیست و شش تیر هزار و سیصد و شصت و شش، تهران، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، لیسانس تربیت بدنی و فوق لیسانس روانشناسی، اولین تجربه بازیگری در تئاتر «عشق اتفاقی نیست که بیفتد» و پس از آن سریال «قهر و آشتی» و فیلم های سینمایی «ایکس لارج» و«شاه کش»، با سپیده مرادپور که این روزها فیلم سینمایی «بی وزنی» را اکران آنلاین دارد در اولین روزهای آخرین پاییز قرن گفتگویی صمیمی داشته ایم که با هم می خوانیم.

گفتگو: عباسعلی اسکتی

عکس: فائزه سلیمیان

*بی وزنی چه حرفی برای گفتن دارد؟

بی وزنی یک درام پر تعلیق زنانه است در باب چالش های روابط آدم ها در زندگی، این فیلم روابط بین آدم ها را در یک قصه زنانه نشان می دهد.

*چه شد بازی در آن را پذیرفتید؟

به خاطر اینکه فیلمنامه ای است هنری و آرتیستیک برخلاف جریان سینمای فعلی و برخلاف فیلمنامه هایی که الان در سینما وجود دارد و به خاطر اینکه دوست داشتم پلان سکانس را تجربه کنم.

*چرا از اینهمه فعالیت هنری «بازیگری» را انتخاب کرده اید؟

چون من اصولا آدمی هستم که تجربه کردن و کشف و شهود را دوست دارم و از بچگی این ویژگی در من وجود داشته است، به خاطر همین این قسمت بازیگری برای من جذابیت دارد که می توانید خودتان را جای شخصیت های مختلف بگذارید و جای هر آدمی نقش بازی کنید، این انسان بینی برای من خیلی جذابیت دارد.

*چه ویژه گی هایی در یک نقش باعث می شود آن را بازی کنید؟

ویژگی های چالش برانگیز، نقش هایی که فراز و فرود و اندیشه داشته باشد، نقش هایی که پشتوانه و عقبه داشته باشد.

*رسیدن به دنیای تصویر و دیده شدن چه المان هایی می خواهد؟

دیده شدن داریم تا دیده شدن ولی باید صبر و تلاش کرد و اینها همراه با اندیشه باشد، باید آن پتانسیل وجود داشته باشد، مطالعه و نوع زیست مهم است و اینکه آدم باید ویژگی هایی را که دارد ممتاز و برجسته کند.

*شرایط مافیایی چقدر در دنیای تصویر و نمایش وجود دارد؟

در ایران به شدت زیاد وجود دارد و متاسفانه براساس استعداد کسی را انتخاب و گزینش نمی کنند، آدم ها براساس روابط و زد و بند انتخاب می شوند.

*حسادت بین بازیگرها تا چه حد وجود دارد؟

تا حد بسیار زیاد!

*خوش چهره بودن چقدر در پیشنهاد نقش تاثیر دارد و شما خوش چهره هستید؟

زیاد، خیلی زیاد تاثیر دارد و همکارانم می گویند من خوش چهره هستم، البته قطعا دوستان لطف دارند که این حرف را می زنند.

*از کار بازیگران و کارگردان های خارجی کدام را می پسندید؟

کارگردان آقای ««مارتین اسکورسیزی» و «کریستوف نولان» و بازیگران هم خانم «مریل استریپ» و آقایان «دیکاپریو» و «جک نیکلسون» و «تام هاردی».

*بیشتر دوست دارید چه نقش هایی را بازی کنید؟

نقش های خاکستری، نقش هایی که اکشن و اکتیو است و من را به هیجان داشتن وادار می کند، اینگونه نقش ها را خیلی دوست دارم.

*و دوست دارید در کنار کدام هنرپیشه ها بازی و با کدام کارگردان ها کار کنید؟

قطعا کارگردان هایی که مولف هستند، مثل آقای مهرجویی، آقای کیمیایی و آقای فرهادی و از میان بازیگران خیلی دوست دارم با آقای بهروز وثوقی، خانم فراهانی عزیز و پرویز پرستویی همبازی شوم.

*نقشی بوده در میان فیلم های ایرانی که دوست داشته باشید بازی کنید؟

من کلا نقش هایی که گلشیفته بازی کرده را خیلی دوست داشتم بازی کنم، در فیلم علی سنتوری به کارگردانی آقای مهرجویی و فیلم میم مثل مادر به کارگردانی آقای ملاقلی پور.

*چقدر به ماندگاری در تاریخ هنر ایران فکر می کنید؟

به این موضوع خیلی زیاد فکر می کنم ولی ماندگاری به شدت کار سختی است.

*در بین بازیگران امروز کسی را داریم که ماندگار شود؟

در ایران شاید یکی دو نفر بتوانند ماندگار شوند.

*چه توصیه ای برای علاقه مندان به «بازیگری» دارید؟

اگر بخواهم صادقانه بگویم توصیه ای ندارم جز اینکه به آنها بگویم به بازیگری ورود نکنند، به خاطر اینکه بازیگری قماری بیش نیست.

*موسیقی کجای زندگی شما قرار دارد؟

موسیقی کلا نقش مهمی در زندگی من دارد و یکی از اولویت های مهم برای من است، موسیقی حال من را خیلی خوب می کند.

*علاقه مندی ها و تفریحات شما؟

سفر، سفر، سفر، ورزش و ساز و آواز.

*آخرین فیلم و کتاب خوبی که خوانده اید؟

آخرین کتابی که خوانده ام یک رمان بود به اسم استادان زندگی که نویسنده آن آقای «ماکسیم گورکی» بودند و در مورد بحث های فلسفی زندگی و زیست بود، اینکه چه چیزی در زندگی باعث می شود که بتوانید استاد بزرگی باشید و استادانه زندگی کنید، فیلم هم فیلم «پلت فرم» را دیدم که اسپانیایی و به شدت جذاب بود، محصول سال دوهزار و نوزده و در مورد جنگ طبقاتی که به شدت تکان دهنده بود.

*حاشیه را دوست ندارید؟

خیر به هیچ عنوان حاشیه را دوست ندارم.

*نظریات مخاطبانتان چقدر برایتان اهمیت دارد؟

نظریات مثبت باعث می شود من انرژی بگیرم و حالم خوب شود، در کارم پیشرفت کنم و نظریات منفی و انتقادها تا جایی که محترمانه باشد برای من قابل احترام است.

*در زمینه هنر شده تصمیمی بگیرید که پشیمان شده باشید؟

بله قطعا، کلا تصمیم گرفتن جزو مسائل مهم زندگی است که هر کسی با تصمیماتی که می گیرد جایگاه خودش را تعیین می کند، شاید اگر من تصمیمات بهتری می گرفتم الان جایگاه بهتری داشتم.

*غیر از هنرپیشگی چه فعالیت دیگری دارید؟

ساز می زنم، آواز می خوانم و ورزش می کنم.

*یک نکته جالب از خودتان برای مخاطبان ما؟

من خیلی می خندم، بیش از حد می خندم و کلا آدم پر انرژی هستم. به شدت مردمی ام و سعی می کنم با همه بجوشم و خودم را از بقیه جدا نمی کنم. این ویژگی است که همه به من می گویند.

*شهرت را دوست دارید؟

بله، همه شهرت را دوست دارند.

*جلوی آینه تمرین جایزه گرفتن می کنید؟

بارها و بارها، زیاد و از همان بچگی.

*چقدر اهل ورزش هستید؟

خیلی زیاد، خودم مربی فیتنس بودم هرچند الان کار نمی کنم ولی ورزش می کنم.

*فعالیتی در زمینه مدلینگ دارید؟

قبلا بله ولی بعد از ورود به دنیای بازیگری ادامه ندادم.

*سه وسیله که همیشه همراهتان دارید؟

عطر، موبایل و سوویچ!

*در میان کارهایتان کدام را بیشتر دوست دارید؟

بی وزنی!

*دوست داشتید کجا و با چه شغلی متولد می شدید؟

دوست داشتم در قرن هجده و نوزده به دنیا می آمدم، خیلی دوست داشتم سال های قبل را می دیدم و قبل ترها به دنیا می آمدم، از نزدیک تاریخ را می دیدم، این علاقه مندی من است.

*زندگی را چه رنگی می بینید؟

سعی می کنم که زندگی را سبز ببینم به خاطر اینکه ما آدم ها باید همیشه در حال رویش و شکوفایی باشیم، درست است که مواقعی حالمان خوب نیست ولی در کل همیشه باید سعی کنیم سبز باشیم.

*خط قرمزهای شما چیست ؟

خط قرمز من بی حرمتی است.

*چند شخصیت که دوست دارید از نزدیک ببینید.

پدربزرگ من قلب از اینکه من به دنیا بیایم فوت شده اند، خیلی دوست داشتم و دارم ایشان را ببینم و دوست داشتم با حضرت حافظ و آقای هیتلر گپ بزنم.

*فکر می کنید ده سال بعد کجا هستید؟

نمی شود دقیقا پیش بینی کرد، نمی دانم اما امیدوارم به جایگاهی که برای خودم ترسیم کرده ام تا ده سال دیگر رسیده باشم. قطعا هر کجا باشم اینجا نیستم.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن